دلم گرفته ... گرفته از آسمون بارون زده  .....

 

گرفته تر از تموم بغض های نشکسته ....

 

فقط می خوام یه جفت نگاه عاشق پیدا کنم و چشام و تر کنم ... 

 

یاخدا می خوام به هیچ کدوم از آدم های زمینت اعتماد نکنم اجازه میدی ... ؟

 

اجازه میدی بهت بگم چه آدم های بی ارزشی داری ..... !

 

می خوام  زل بزنم به آسمونت فریاد بزنم :

 

نرفته ، بریدم ، شکستم  ... !

 

نذار دق کنم از تنهایی ... از نبودنت ...

 

نذار اینجا بمونم بی حضور عطر تو بی حضور اشکا ی بی پناه من ... !

 

نذار اینجا بمونم تا بپوسم تا نبودن رو  لحظه شماری کنم ... !

 

نذار بشکنم ٬ ببرم ٬ بمیرم .....

 

نذار .........

 

نذار بگم عشق از دلم رفته "  گل یخ توی دلم جوونه کرده " ... !

 

نذار بگم نیستم ٬ نبودم که باشم ......

 

حالا که رو برگه ی عبورم ردپای نگاه توئه !

 

واسم قید و شرط نذار .. !

 

بذار باشم ،  پرواز کنم ...

 

آدما بدون عشق هیچن ..........بذار بودن رو با تو تجربه کنم !

 

بذاربودن رو تجربه کنم ....

 

 

 


 

نوشته شده توسط عاطفه ... در شنبه 1388/01/22 ساعت 10:2 قبل از ظهر