مي نويسم تا به يادگار بماند خطي از دل ... ردي از زمان ...
براي تو ... براي دلي كه آرام ؛ بي هوا و بي دليل دل بست مي نويسم ... براي تو ... براي نگاهي كه لحظه اي ، نقطه اي به نگاهي رسيد مي نويسم ... براي تو ، براي دل ، براي نگاه ... اما براي هوايم چه كسي خواهد نوشت ... ؟ وقتي صداي باران ترانه برگ ريزان درختان سكوت شب و ماه هوايي ام مي كند ... تو براي هواي من مي نويسي ... ؟!!!