
خدایا مرا ببخش ...
اگر ماهی قلبم بر خلاف جریان رود توست .
مرا ببخش ، اگر غمگينم و جسور ... اگر بی عقلم و عاشق ...
خدایا مرا ببخش ، اگر بر خلاف طبیعت تو آفریده شده ام .
اگر ذره ذره ی وجودم را از عشق آفریده اند .
اگر عشقم گناهی نابخشودنیست ... و اگر گناهم را دوست می دارم .
خدایا مرا ببخش ، مرا ببخش اگر فراموشت کرده ام .
مرا ببخش اگر شاخه های تاریک ، و علف های هرز را کنار زده ام و به روشنایی ، و به نور نرسیده ام .
مرا ببخش اگر باران را با دست های پست خود آلوده ساخته ام .
مرا ببخش اگر بر زمینت پای می گذارم و اگر به شوق دیدن تو در آسمانت ، پرواز نمی کنم .
مرا ببخش اگر با چشمان خود خورشید را در انبانه ی سینه ام انباشته می کنم .
مرا ببخش اگر مترسک باغچه ی قلبم ایمانم را پرواز داده است .
و اگر تو را در میان خوشه های قلبم پنهان ساخته ام .
مرا ببخش اگر فراموش کرده ام نام تو را و اگر با طنین لب های او به نام های تو می رسم .
مرا ببخش که آنقدر مغرور وخودبین هستم ... جز شرمندگی چیزی ندارم ...
خدایا مرا ببخش اگر اینگونه ام ...
خدایا مرا ببخش ...
ساده بگم تحمل امتحاناتو ندارم ... اين آخري سخته ... آخه داري با شيشه ي عمرم ... خونوادم بازي
مي كني ، نمي تونم بهت بگم بي عدالتي ... هيچي نمي تونم بهت بگم ... آخه دوست دارم ، ولي
مي توني جواب اشكاي اين چند ماه رو بدي ؟!!!!!!!!!!! همين الانم كيبورد زير دستم خيسه ... كمكم
كن ... امشب شب بزرگيه ... مثله هميشه باختم مگه نه ...
اين دل شكسته را جز دست هاي مهربان تو درماني نيست
اين دسته بسته را جز ابر احساس تو باراني نيست ...
نوشته شده توسط عاطفه ... در یکشنبه 1387/08/19 ساعت 10:41 بعد از ظهر
خواهر و برادري كه شما باشيد از خدا ميخوام به سرنوشت كردان دچار نشيد و نشيم .
كردان حرفش رو تو مجلس با اداي شهادتين شروع كرد اما به نظر من بايد با قرائـــــت فاتحـــه براي مرگ
سياسي و اجتماعي خودش حرفش رو تموم مي كرد .

نابود شد ...
مثل همون دستمالي كه احمدي نژاد گفته بود دورش انداختن ، یا مظلوم بود یا سعـــــــی میکرد خودشو مظلوم
نشون بده هرچند هرکدوم از این دو تا نباشه تنها بود و شاید اولین استیضاح تاریخ باشه که هیچ نمـــاینده ای
به عنوان موافق با استیضاح شونده نطق نکرد و وزیر هم تک و تنها تو جلسه حاضر شده بود !
نميدونم چرا اما دلم واسش سوخت قبول دارم كه كلي دروغ گفته بود و کلی مورد داره اما اگر قرار باشه آدم
تو همين دنيا واسه كاراش مجازات بشه پس آخرت چي ميشه ؟
بيچاره اون عظمت و هيبت و قدرت وزارت نفت رو ول كرد و قدرت طلبي باعث شد به اين ســـــــرنوشت دچار
بشه چه خوبه هركس جايگاه خودش رو بدونه .
استادي داشتم و هنوز هم هفته اي چند بار ميبينمش و الان از مسوولان رده بـــــالای یکی از مراکز مهمه يه
بار بهم حرف جالبي زد و گفت چون دوسِت دارم اين نصيحت رو بهت ميكنم اون هدفـــــي رو كه دنبال مي كني
سعي كن تو بلند مدت بهش برسي نه اينكه يه شبه ... !
خلاصه ماجراي كردان كه اين روزها " كردانيسم " و " كردانيزه شدن ممــــــلكت " و " كـــــردان گيت " هم
دربارش دراوومده بود هرچي بود تموم شد و فكر نكنم ديگه تو فضاي سياسي كشور نامي از كردان برده بشه
شايد كردان قرباني شد قرباني همه اون افرادي كه مدرك قلابي دارن قربانی اونايي كه صبح تا شــــــب دروغ
ميگن قربانی اونايي كه مجلس زورش بهشون نرسيد قرباني كسايي كه زيرابي ميرن و رو نميان .
به نظرم کردان درس عبرتی میشه واسه همه سیاستمدارا یه آیینه تمام نما از یک مرگ ســیاسی یا خودکشی
سیاسی یا قتل سیاسی نمیدونم هرچی اسمش باشه !
كردان فدا شد تا از مجلس اعاده حيثيت بشه به خاطر آبرو ریزی در استيضاح آموزش و پرورش و ماجرای
مشايي و قضيه 100 ميليون تومن وام نماينده ها .
خدا همه رو عاقبت به خير كنه !
البته كردان فكر كنم اول درماندگيش باشه چون طوري كه شنيدم ستاد كل شديدا براش برنامه داره به خاطــــر
حرفي كه درباره انتشار فايل صوتي اظهارات فيروز آبادي داشت به نوعي كردان با اين حرف تير خـــلاص رو
به خودش زد تا يه انتحار سياسي واسه خودش رقم بزنه و به همين خاطر بايد فاتحه خودش رو مي خوند .
نوشته شده توسط عاطفه ... در پنجشنبه 1387/08/16 ساعت 8:56 قبل از ظهر

سعی می کردم بخندم ٬ سعی می کردم ... اما نمی شد . چشمم به منظره ای بود که تا چشم کار می کرد ادامه
داشت . نگاهم به آسمون و دلم بی قرار ... پاییز با تمام وجود از راه رسیده بود ٬ اینو از رقص برگها ٬ ناله
باد و گونه های گر گرفته از سرما می شد فهمید و شاید از لرزش دستهای من ... !
دلم می خواست چشم ببندم و به بازیگوشی باد دل بسپرم تا حرفهاشو برام زمزمه کنه ... دلم می خواست دل
به دل هیچ لحظه ی بدون تویی ندم ... دلم می خواست سهم بودنت رو اونقدر تکرار کنم تا باورش کنی . زوزه
ی باد و صدای قدمهایی که هر لحظه تندتر می شد ... آدمهایی که از حقیقت فصل عاشقی فرار می کردن ... !
سکوت کرده بودم ٬ اما نه به خاطر نبودن جمله های گفتنی ٬ که به خاطر نبودن تو ... !
آره ... می خوام اعتراف کنم که دلم گرفته بود ٬ توی سرمـــای بی مقـدمه ی دیروز و رخ نمایی پایـــیز . بذار
اعتراف کنم که باز بغض صدام ٬ دلتنگی لحظه هام ٬ خستگــی نگام ٬ بی تــابی حرفهام و ســکوت دنیام به
خاطر تو بود ...
نوشته شده توسط عاطفه ... در سه شنبه 1387/08/14 ساعت 10:0 قبل از ظهر
اين ساعت همه خوابن ...
خيلي خستم ... ولي به اين بي خوابي هاي شبانه عادت كردم ...
خدايا ... پس كي مي خواي دلمو آروم كني ... كي قراره اوضاع آروم بشه ؟ تحمل اشكاشو ندارم ...
خودت خوب مي دوني فقط به خاطر تو تحمل مي كنم ... وگرنه من از خودمم بيزارم چه برسه به بقيه ...
فقط مامانو مي خوام و بس ...
خودت خوب مي دوني غريبي يعني چي ... وقتي به اندازه ي يك گردان قوم و خويش داشته باشي ولي
دور از همه زندگي كني ... فكر نمي كنم با اين واژه ناآشنا باشي ... دل خودمو و مامانيمو سپردم
دستت ... جز تو هم از هيچ كس كمك نمي خوام ... توي اين دنيا بعد از تو جز مامان كسي رو ندارم ...
خودت آرومش كن ... فقط تو يي كه مي تونم باهات درد و دل كنم ...
هواي ابري امروز اينقدر دلگير بود كه بي اختيار گريم گرفت ...

اگه دستم تو دست تو باید بفهمی وقتی دلت می گیره .... تنهایی !
باید یاد بگیری از هیچ کس توقع نداشته باشی !
باید ! عادت کنی که با کسی درددل نکنی باید درک کنی که هرکس مشکلات خودشو داره !
باید فهمیده باشی همه رفیق وقتای خوشی اند !
دیگه همه خودشون اینقدر دردسر دارن که حوصله ی گند اخلاقیای تو رو ندارن !
باید بفهمی وقتی دلتنگی ... یا حوصله نداری .. هیچ کسم
حوصله ی تو رو نداره !
اینقدر کار دارن که وقت ندارن واسه تو وقت بذارن !
به
حرفات گوش بدن یا وقتایی که تنهایی کنارت باشن !
که بگن نباید اینجوری باشی !
ولی توباید رفیق غم و کم همه باشی ! توباید سنگ صبور
باشی ! توباید ســــنگ باشی !
دردای تو پیش دردای اونا هیچی نیست ! و اصلاْ سختی
نکشیدی ... یا اصلاْ تنها نموندی هیچوقت غصه دار و گریه دار نیستی !
نباید باشی !!!!!! فهمیدی ؟؟؟؟؟؟
اینا حرفهایی که یکی چندروزه داره توگوشم زمزمه می کنه !
داره جادوم می کنه ... اونم خودمم ...
که آرومتر بشم که هیچ کس و اذیت نکنم ، که هروقت تنها شدم و دلتنگ و خسته ...
یاد تنهایی ودلتنگی وخستگی عزیزانم بیفتم بعدش همه چی ازیادم بره !
يادم رفته خنده چه رنگيه ... ؟ مني كه حتي وقت گريه مي خنديدم ...!
يكي نيست به من بگه حرف حسابش چيه ؟ تــــقــديـــــــر رو مي گم ... !
نوشته شده توسط عاطفه ... در شنبه 1387/08/11 ساعت 1:0 قبل از ظهر
سلام ...
دلم خيلي گرفته ...
اين روزا دنيا واسه من از خونمون كوچيك تره ...

من به تو غبطه می خورم ... به تویی که کسی چون من هر لحظه را به یادت بر باد می دهد و باز این تویی
که برای لحظه ای بودن خساست می کنی . به تو غبطه می خورم که از بودنم به تکرار مکرر عشق میرسی
و باز باور نمی کنی که تعبیر یگانه ام تویی ...
من به تو غبــطه مي خورم كه گــاه بي هوا مي گذري از كنار سادگي ام و گمان مي كني اين تن خسته و روح
پر اميد تا ابد به شوق تو خواهد ماند ...
من به تو غبـطه مي خـورم كه كسـي هسـت تا هر لحـظه اش به يـاد تو بـگـذرد و تو نـدانـي ... من به تـو و به
ندانسته هايت هم غبطه مي خورم . به تویی که در روز و شب های آمده و در راه سهـمی از من نمی نشانــی
و من باز تمام سهم هستی ام را با یاد تو رنگ می زنم ... ! من به خوش باوری ات غبطه می خورم که هنوز
نمی دانی مرز شادی و دلتنگی ام با قدمهای تو معنی می شود ... اینکه کی باشی ٬ کی بیایی ٬ کی بروی ٬ کی
بخندی ٬ کی بخوانی ام ٬ کی شریک دلتنگی ات شوم و ... کی از یادم ببری !
من به آرامش دلت غبطه می خورم که خوب می دانی بـرای بودنم و بـرای دوست داشتنت بهانـه ای ندارم امـا
باز هستم و باز این دل ساده ... بگذریم !
خلاصه كنم ...
من به تو غبطه می خورم چون هرگز گمان نمی کنی ... شاید روزی نباشم ... !
نوشته شده توسط عاطفه ... در دوشنبه 1387/08/06 ساعت 7:47 قبل از ظهر
بلور ...

مي نويسم تا به يادگار بماند خطي از دل ... ردي از زمان ...
دلم مي خواهد از همه چيز بنويسم ...
از خدا ... از زندگي ... از عشق ... از خودم .... از خودت ....
نپرس تا كي ... ؟! كه زمان آخرين ايستگاه اين جاست ...
وقتي براي نوشتن پر از واژه اي ، چه دليلي براي ننوشتن ... ؟!
اين روزها تمام دنيا پر از واژه است .... واژه هايي از جنس امواج .
اين هم بهانه اي براي زندگي ...
براي سهيم شدن توي لحظه هاي نيلي زندگي فراموشم نكن ...
فهرست اصلی
دوستان
... بــانوي بـــهار ( وبلاگ دوم ) ...
... شاهزاده اي از آسمان ...
... گل اميد ...
... معجزات رنگين كمان ...
... قدم هايت را استوار تر بردار ...
... زنبور عسل ...
... گل وحشي ...
... پري دريايي ...
... سرزمين يخي ...
... قلب هاي شكسته ...
... دل پاييزي ...
... حقيقت ...
... خشونت دنيا ياد داد دوست بدارم ...
... بهترين ها براي گوشي ( آقا وحيد ) ...
... عشق آموخت مرا شكل دگر خنديدن ( آنيتا ) ...
... تربچه جان ( الهه ) ...
... شعر و مطلب هاي عاشقانه ...
... ×شعرهای سارا × ...
مهدی=-=--دفتر عشق
... سايت سرگرمي و تفريحي لوبيا ...
پیوندهای روزانه
فروشگاه الكترونيك ايرانيان
آهنگ هاي عربي
مطالب آموزشي و مذهبي
مجله خانواده سبز
گروه جوان
اطلاعاتي درباره آخرين گوشي ها
كدهاي جاوا اسكريپت
قالب هاي رايگان
زيباترين قالب ها ( حامد )
گلچيني از بهترين آهنگ هاي چاوشي و يگانه
ياد ايام گذشته ...
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
طراح بلور
POWERED BY