
روز – داخلی – جایی همین نزدیکی ها ...
خیال می کردم این حس مخصوص منه ... خیال می کردم اگه حرفی هست و اگه خواسته ای ته
دلم موج می زنه فقط سهم منه ...
نمی گفتم تا کسی به رویاهام نخنده و کسی حریم امن دلبستگی هامو نشکنه ... آخه این رویای من
بود ... رویا ی انسانی که عاشق تصورکردن بود و لحظه هاش با همین ساخته ها رنگ میشد ...
نگفتم ... کسی هم نپرسید ...
گذاشتم تیک تاک زمان مُهری بشه روی آرزوهام و گذشتم از سهیم کردن آدمها توی رویایی که
فکر می کردم مخصوص منه ...
شب – داخلی – زمان بی زمانی ...
گریه ام گرفته بود ... بغضم هر لحظه بزرگتر می شد ... باورم نمی شد که من ... اینجا ... کنار
این همه آدم نشسته باشم و ... رویاهام توی همه ی این دلها باشه ...
رویایی که فکر می کردم فقط مال خودمه ... ! از دست خودم ناراحت بودم ... ناراحت ... ؟
نه .. دلگیر بودم .. چطور اینهمه مدت نمی دونستم و این همه وقت فکر می کردم آرزوهام به نام
من ثبت شده ... ؟! چطور نمی دونستم همه ی این آدمها مثل من بی تاب و بی قرارن ... ؟ چطور
ندیده بودم ... ؟ چطور چشمهامو بسته بودم روی این همه نشونه ... ؟ دلگیر بودم از دلم .. دلی
که گذاشته بود تنهایی هامو باور کنم ...
دلی که حاضر نبود نقش رویاهاشو با بقیه سهیم بشه ... " خلصنا من النار " ...
فریاد آدمها ... " العفو" ... بغض من ... تاریکی دنیایی که چشم انتظار سحر بود ...
شب – خارجی – لحظه ی تولد از جنس شب قدر ... به قدر تمام اشکها
توی صحن راه می رم مثل آدمهایی که دنبال گمشده ای می گردن ... اما نه گمشده ام نه دنبال
گمشده ای می گردم ... چون همین لحظه متولد شدم ...
گونه هام خیس از اشکهای تولدمه و دلم پر از آواهای مادرانه ...
نگاهم توی آسمون خدا دنبال ردپای فرشته هاست و صدای بال زدنهاشونو می شنوم ... همین
نزدیکیهان ... همین دم ... همین بازدم ... همین پلک زدن ... همین جا ...
دیگه چیزی برای نگفتن نمونده ... دیگه حرفی نمونده تا راز دلم رو باهاش بسازم ... پا به پای
همین آدمها گفتم و شنیدی ... حالا همه ی دنیا شریک رویای منن ...
امشب باورم شد که تو از بنده هات همینو می خوای ... از بنده هایی که مثل معنای " انسان "
فراموشی رو هر روز تکرار می کنن ... می خوای که فراموشت نکنن .
حرف آخرم رو پای دیوار حرم می گم و فرشته کوچیکت امضا می کنه :
" تا سال دیگه ... تا رمضان دیگه ... تا شبهای قدر دیگه ... اگه ديگه اي وجود داشت ... خدایا
مواظب دلم باش ... ! "
پ.ن: امشب دلم هواي يكي رو كرد ... دلم براش تنگيده ... بيشتر از هميشه ...
نميدونم چرا هر جاي حرم رو نگاه مي كردم اسمش تو ذهنم حك ميشد ... يادش مي افتادم و بغضم
مي تركيد ... خدايا چي بهت بگم ...
نوشته شده توسط عاطفه ... در چهارشنبه 1387/07/03 ساعت 5:32 قبل از ظهر
حس خوبی دارم به تو که نزدیکی
میشه دستاتو گرفت توی این تاریکی
میشه تا آخر عمر با خیالت سر کرد
میشه عاشق موند و عشق را باور کرد
تا تو هستی جز تو همه چیز ممنوعست
عشق دل کنده از این کوچه باغ بنبست
من توی آغوشت گرم بودم یا سرد … ؟
کاش شب می فهمید ، روز باور می کرد
بغضه دنیا رو از دلم کم کردی
من فقط من بودم ، منو آدم کردی
عشق شیرین حاثه ای
من خیانت کردم
اگه یادم باشی زود برمیگردم
ای خدایی که برام تو شبا فانوسی
هل میشم وقتی تو منو میبوسی ...
این شعر مربوط به سوره مبارکه انسان است که در سال گذشته در ماه مبارک رمضان سروده شده ؛ اگه
خوب به شعر و شاعری وارد باشی معنی آیه ها رو تو شعر خوب لمس میکنی ...
روز بیست و یکم : ایمنی از شر شیطان

|
دعاي روز بيست و يكم اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الى مَرْضاتِكَ دلیلاً و لا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ سَبیلاً و اجْعَلِ الجَنّهِ لی منْزِلاً و مَقیلاً یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین خداوندا در این روز مرا به سوی خشنودی خود راهنمایی کن و شیطان را بر من مسلط مگردان و بهشت را منزلم قرار ده, ای برآورنده حاجات مشتاقان حقیقت. |
قرآن کریم: «ان الشیطان للانسان عدو مبین ؛ بدرستی که شیطان برای انسان دشمن آشکاری است.» (1)
کسانی که از شر شیطان مصونند
1 - مخلصین: «قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین؛ شیطان میگوید : به عزت و
جلالت که همه آنها را فریب دهم جز مخلصین را » (2)
توضیح : مخلص کسی است که در صدد اخلاص خود است و سعی دارد اعمالش خالصانه باشد و مخلص
كسی است که با اعمال خالصانه به مقامی میرسد که خداوند او را برای خودش خالص میگرداند .
2 - مؤمنین: «انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا ؛ به درستی که شیطان بر مؤمنین (واقعی) تسلطی ندارد
»
3 - فرد با انصاف
4 - کسی که در مصائب ، جزع و ناله نکند
5 - راضی به قسمت الهی
امام صادق علیه السلام فرمود: « قال ابلیس: خمسة لیس فیهن حیلة و سائر الناس فی قبضتی ... و من
رضی لاخیه المؤمن ما یرضاه لنفسه و من لم یجزع علی المصیبة حتی تصیبه و من رضی بما قسم الله له
ولم یهتم لرزقه ؛ ابلیس گفت : مرا به پنج کس راه نفوذ نیست و بقیه مردم در دست من هستند ... ( و از
جمله آنهاست ) کسی که آنچه بر خود میپسندد برای برادرش بپسندد، کسی که در مصائب جزع و ناله نکند
و صبر نماید ، کسی که به قسمتخدا راضی باشد و غم روزی نخورد » (4)
رحيما، ارحم عبدك الضعيف الذليل ... من هيچ كدوم از اين خصلت ها رو ندارم ...
پاورقی ها:
1- یوسف/ 2.
2- نساء/ 83.
3- نحل/ 99.
4- بحار الانوار، ج 78، ص 9.
نوشته شده توسط عاطفه ... در دوشنبه 1387/07/01 ساعت 5:37 قبل از ظهر
بلور ...

مي نويسم تا به يادگار بماند خطي از دل ... ردي از زمان ...
دلم مي خواهد از همه چيز بنويسم ...
از خدا ... از زندگي ... از عشق ... از خودم .... از خودت ....
نپرس تا كي ... ؟! كه زمان آخرين ايستگاه اين جاست ...
وقتي براي نوشتن پر از واژه اي ، چه دليلي براي ننوشتن ... ؟!
اين روزها تمام دنيا پر از واژه است .... واژه هايي از جنس امواج .
اين هم بهانه اي براي زندگي ...
براي سهيم شدن توي لحظه هاي نيلي زندگي فراموشم نكن ...
فهرست اصلی
دوستان
... بــانوي بـــهار ( وبلاگ دوم ) ...
... شاهزاده اي از آسمان ...
... گل اميد ...
... معجزات رنگين كمان ...
... قدم هايت را استوار تر بردار ...
... زنبور عسل ...
... گل وحشي ...
... پري دريايي ...
... سرزمين يخي ...
... قلب هاي شكسته ...
... دل پاييزي ...
... حقيقت ...
... خشونت دنيا ياد داد دوست بدارم ...
... بهترين ها براي گوشي ( آقا وحيد ) ...
... عشق آموخت مرا شكل دگر خنديدن ( آنيتا ) ...
... تربچه جان ( الهه ) ...
... شعر و مطلب هاي عاشقانه ...
... ×شعرهای سارا × ...
مهدی=-=--دفتر عشق
... سايت سرگرمي و تفريحي لوبيا ...
پیوندهای روزانه
فروشگاه الكترونيك ايرانيان
آهنگ هاي عربي
مطالب آموزشي و مذهبي
مجله خانواده سبز
گروه جوان
اطلاعاتي درباره آخرين گوشي ها
كدهاي جاوا اسكريپت
قالب هاي رايگان
زيباترين قالب ها ( حامد )
گلچيني از بهترين آهنگ هاي چاوشي و يگانه
ياد ايام گذشته ...
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
طراح بلور
POWERED BY