آغاز اندوه از دير سالي درد
با من بود
قطره قطره اشك ..
بر وسعت روز ناگفته هاي من است ...
عادت كردم به اين بازي هاي بي برنده ....
عادت كردم به سكوت هاي سراسر فريادي كه تمام نا گفته هايم را در خود دارد ....
ولي ...
عادت نكردم به چشم بستن روي زشتي ها و ايمان داشتن به ظهور يك معجزه ... !
عادت نكردم به تمام رسم هاي نامرسوم اين دنيا ...
عادت نكردم به اشك هاي مادر ...
عادت نكردم به شكسته شدن حرمتش ... به ناله هاي شبانش ...
عادت نكردم به بي آبرويي اونم به گناه نكرده ....
عادت نكردم به اينكه زندگي قشنگ و پر مهرمون تبديل شده به يه بيت الاحزان ....
عادت نكردم ... نمي خوام بكنم كه بعد از تو مادري هم نيست ...
به خدا ... هرگز نمي بخشمت .... هرگز ...
گناه من چي بود كه تاوانشو من بايد پس بدم ... ؟ چرا هيچ كي جوابمو نمي ده ... من يه آدمم با اين تفاوت كه قدرت درك حسيم زياده و داغون مي شم ... گناهم اينه كه يه كمي بيشتر مي فهمم ... انگاري بايد خر بود مگه نه ؟ مگه من چقدر تحمل دارم ...
گوشه كنايه هاي دوست و آشنا ... غريبه و فاميل ... رو به خاطر تو تحمل كنم يا به خاطر گرفتاري كسي كه باعثش تو بودي يا بدبختي هاي خودم ؟ به اينكه توي دانشگاه همه ي يه طور ديگه نگام مي كننن .. از دوست و آشنا هر كي مي رسه با طعنه ميگه : رتبه 1 كنكور امسالمون اينه ... ! ايني كه مشروط شده ....
خدا دارم ديوونه مي شم من تحمل يكي از اينا رو هم ندارم ... خدا نمي دوني چه گذشت بر اين حال و هواي غريبي دل ... توي اين چندماه گذشته خودت مي دوني حتي به اندازه يك ساعت هم نخوابيدم .. مي دوني فقط به خاطر ترس از گناه تا حالا خودمو راحت نكردم ... مي دوني كه ديوونه تر از اين حرفام ...خدا يه چيزي مي خوام بگم ...ديگه هيچ كسي رو دوست ندارم ... حتي تو رو ...
مهربونم ، معبودم
توي تمام خدا خدا كردن ها وقتي دلتنگ مي شم ، باز تو مي موني و يه دنيا بغضي كه سر سجاده رها شده ... ![]()
نوشته شده توسط عاطفه ... در جمعه 1387/04/07 ساعت 9:1 بعد از ظهر
بلور ...

مي نويسم تا به يادگار بماند خطي از دل ... ردي از زمان ...
براي تو ...
براي دلي كه آرام ؛
بي هوا و بي دليل دل بست
مي نويسم ...
براي تو ...
براي نگاهي كه
لحظه اي ، نقطه اي
به نگاهي رسيد مي نويسم ...
براي تو ، براي دل ، براي نگاه ...
اما براي هوايم چه كسي خواهد نوشت ... ؟
وقتي صداي باران
ترانه برگ ريزان درختان
سكوت شب و ماه هوايي ام
مي كند ...
تو براي هواي من مي نويسي ... ؟!!!
فهرست اصلی
دوستان
... بــانوي بـــهار ( وبلاگ دوم ) ...
... شاهزاده اي از آسمان ...
... گل اميد ...
... معجزات رنگين كمان ...
... قدم هايت را استوار تر بردار ...
... زنبور عسل ...
... گل وحشي ...
... پري دريايي ...
... سرزمين يخي ...
... قلب هاي شكسته ...
... دل پاييزي ...
... حقيقت ...
... خشونت دنيا ياد داد دوست بدارم ...
... بهترين ها براي گوشي ( آقا وحيد ) ...
... عشق آموخت مرا شكل دگر خنديدن ( آنيتا ) ...
... تربچه جان ( الهه ) ...
... شعر و مطلب هاي عاشقانه ...
... ×شعرهای سارا × ...
مهدی=-=--دفتر عشق
... سايت سرگرمي و تفريحي لوبيا ...
پیوندهای روزانه
فروشگاه الكترونيك ايرانيان
آهنگ هاي عربي
مطالب آموزشي و مذهبي
مجله خانواده سبز
گروه جوان
اطلاعاتي درباره آخرين گوشي ها
كدهاي جاوا اسكريپت
قالب هاي رايگان
زيباترين قالب ها ( حامد )
گلچيني از بهترين آهنگ هاي چاوشي و يگانه
ياد ايام گذشته ...
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
طراح بلور
POWERED BY