
فقط چند ساعت مونده به آغاز بهار ....
بهار نزدیکه ... نزدیک تر از اونی که فکرش رو بکنی !
چند روز پیش حال و هوای عجیبی داشتم ... از اون روز و شبهایی که تا همیشه توی ذهن آدم ثبت می شه! حالا که چند روزی گذشته حس می کنم بعضی از اتفاقها دست خود آدم نیست ... مثل یه جرقه کوتاه می یاد و می ره ... ولی همیشه به یادت می مونه!
برای همه کسانی که دوستشون دارم یه دعا می کنم :
امیدوارم سال 87 همون سالی باشه که چشم انتظارش بودن ... ! ![]()
![]()
امیدوارم برای منم دعا کنید ...
" پاییز " بی صبرانه چشم انتظار بهاره ...
راستی یه پیشنهاد دوستانه :
این روزها از درختها غافل نشید ... کافیه یه بار نگاهشون بکنید اونوقت محاله رنگ سبز پاک و شفاف و زنده ی برگهای تازه جوونه زده رو از یاد ببرید ... تا آلودگی و گرد و غبار روشون ننشسته از سبزی نابشون لذت ببرین ! اینو جدی جدی گفتم !

مي گويند تيك تيك ساعت تندتر شده تا سالي ديگر پايان گيرد !
جمله اي به ذهن آشفته ام خطور مي كند ، هراسان به سوي دفترم روانه مي شوم .
قلم را جستجو مي كنم ... همه چيز در هم ريخته !
در ميان صفحات تيره زندگيم مي گشتم تا با قلمي از جنس دل سخني بنويسم اما چه شد ... ؟
تمامي صفحات ، سياه و خط خطي ، جايي براي نوشتن كلامي نو نداشتم !
دلم گرفت ، من صفحاتي سفيد و خاطراتي تازه مي خواهم !
اما ديدم هنوز كتاب زندگي را ورق نزده صفحه اي ديگر به رويم گشوده مي شود .
باز دوراهي ، باز ترديد ، هنوز زخم هايم التيام نيافته اند !
هنوز چهره ها از ياد كهنه ام نرفته اند !
باز سالي جديد و جستجوي صداقتي ديگر !
نوشته شده توسط عاطفه ... در سه شنبه 1386/12/28 ساعت 3:27 بعد از ظهر

مي دونم نوشتن در مورد امام حسين خيلي سخته ولي مي نويسم تا بگم ، مولا دوستت دارم .
چند خطي است براي آقايم ابا عبدالله ...
اول هر نامه رو ٬ با سلام شروع می کنند پس منم می گم ٬ سلام مولا سلام ... آقا این منم همون مزاحم همیشگی ٬ همون مزاحمی که کارش جز نشستن در کنار در خونت نیست ٬ می خوام باهات حرف بزنم اگر دوست نداشتين در رو باز نكنين ، فقط از پشت در به حرفام گوش بدين ٬ من می گم ... از شما می گم ... از خاندانت می گم ... از دوست داشتنت می گم ... از خوبی هات ... محرم و صفر یعنی نزدیکی ابا عبدالله به دلای سیاه ما ... ابا عبدالله تو چه کردی ٬ تو چه کردی که همه با شنیدن اسمت ٬ دلدارت می شن ٬ آقا جان شما به عزاداری ، گریه و زاری احتیاجی نداری ... این ماییم که به این عزاداری ها نیاز مندیم ٬ واسه تسکین دلای خودمون تا اندکی ٬ قلب بزرگ تو رو شاد کنیم .ابا عبدالله ٬ می دونم که دلت از دست ما ها خیلی پره ... چون شما رو از یاد بردیم ، ولی قول می دیم ٬ تو این محرم و صفر جبران کنیم .
آقا می دونی ٬ وقتی می گم حسین ... ذهنم پر از واژه های زیبا و قشنگ می شه ولی نمی دونم ٬ کدومشونو بگم ٬ یه کم که فکر می کنم ٬ می بینم این از همه ي واژه هايي كه در نظر دارم برازنده تره ؛ امام شهید ؛ سيد و سالار شهیدان . آره اینو یا دمه شما شهید شدی تا ما مسلمونا ٬ سرمون رو بالا بگیریم ٬ تا بهتون افتخار کنیم . به نظر من خوبی محرم واین عزاداری ها ٬ به این نیست که براي شما گریه می کنن ... سینه می زنن ؛ بلکه خوبیش به اینه که ٬ همه ی عاشقات ٬ با هم ٬ یکدل و یک صدا می شن ٬ تو این ماه هاي عزيز دلا شون به هم نزدیک می شه ٬ تا با دلا شون باهاتون حرف بزنن ٬ آره راز اين ماه ها در اینه٬ در اتحاد قلبایي كه عاشقانه براي تو مي تپه . از همین راه دور ٬ صدات می کنم ٬ از همین جا با هات درد ودل می کنم. حرف آخر رو بگم ٬ یا ابا عبد الله ٬ با تمام خوبی هات ٬ با تمام مهربونی هات ٬ به جان مادرت ٬ خانم زهرای اطهر ٬ دستامونو بگیر ٬ چون میگن دستتو دراز کن به سوی آسمون ومطمئن باش که همیشه یه کسی هست تا دستاتو بگیره . همیشه آخر نا مه ها رو با آرزوهای قشنگ یا دعا برای خواننده تموم می کنن ٬ ولی مگه من می تونم برای شما ٬ شما که خودت منشأ آرزوهای قشنگي دعا کنم ، شمايي كه هر موقع از كوچه هاي تازه بارون زده مثل ديروز بر مي گردم با خودم مي گم ، چرا در آن ظهر تشنه كسي عصايي از ابر به تو نداد ؟
چرا كساني كه براي لبهات نامه نوشتن ، رودها رو زنداني كردن ؟
بعد از تو چگونه آب را دوست داشته باشم و از گرماي خورشيد لذت ببرم ؟ سوگند به اندوه بلند خواهرت ، بعد از تو عمر اشكهايم از عمر فرات طولاني تر خواهد بود .
یا ابا عبد الله شما با تمام آرزو های قشنگت برای ما دعا کن .
نوشته شده توسط عاطفه ... در پنجشنبه 1386/12/09 ساعت 7:6 بعد از ظهر
بلور ...

مي نويسم تا به يادگار بماند خطي از دل ... ردي از زمان ...
دلم مي خواهد از همه چيز بنويسم ...
از خدا ... از زندگي ... از عشق ... از خودم .... از خودت ....
نپرس تا كي ... ؟! كه زمان آخرين ايستگاه اين جاست ...
وقتي براي نوشتن پر از واژه اي ، چه دليلي براي ننوشتن ... ؟!
اين روزها تمام دنيا پر از واژه است .... واژه هايي از جنس امواج .
اين هم بهانه اي براي زندگي ...
براي سهيم شدن توي لحظه هاي نيلي زندگي فراموشم نكن ...
فهرست اصلی
دوستان
... بــانوي بـــهار ( وبلاگ دوم ) ...
... شاهزاده اي از آسمان ...
... گل اميد ...
... معجزات رنگين كمان ...
... قدم هايت را استوار تر بردار ...
... زنبور عسل ...
... گل وحشي ...
... پري دريايي ...
... سرزمين يخي ...
... قلب هاي شكسته ...
... دل پاييزي ...
... حقيقت ...
... خشونت دنيا ياد داد دوست بدارم ...
... بهترين ها براي گوشي ( آقا وحيد ) ...
... عشق آموخت مرا شكل دگر خنديدن ( آنيتا ) ...
... تربچه جان ( الهه ) ...
... شعر و مطلب هاي عاشقانه ...
... ×شعرهای سارا × ...
مهدی=-=--دفتر عشق
... سايت سرگرمي و تفريحي لوبيا ...
پیوندهای روزانه
فروشگاه الكترونيك ايرانيان
آهنگ هاي عربي
مطالب آموزشي و مذهبي
مجله خانواده سبز
گروه جوان
اطلاعاتي درباره آخرين گوشي ها
كدهاي جاوا اسكريپت
قالب هاي رايگان
زيباترين قالب ها ( حامد )
گلچيني از بهترين آهنگ هاي چاوشي و يگانه
ياد ايام گذشته ...
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
طراح بلور
POWERED BY