تبليغاتX
بلور احساس

بلور احساس

* احساس من از جنس شیشه ، نه از الماس و بلور است *!

مولود كعبه ...

 

 

ولادت با سعادت " حضرت علی (ع) "  ، فاتــح خـيبر ، نـاطق قـــرآن ،

عـــالـم عــلـــم  اولـين و آخـرين را به تمام شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می کنم

و همچنین روز " پدر"  را به تمام پدران خوب تبریک می گویم .

 

 

 

 

 

سلام بر مولود کعبه

سلام بر به دنیا آمده در خانه خدا ...

سلام بر امیرالمومنین حیدر ...

وجودی سراسر نور و رحمت انسانی کامل که هستی را حجت است و آخرین فرستاده الهی را وصی و یاور... و علی (ع)  ...

چگونه می‌توان او را ستود ؟ چگونه می‌توان آن را توصیف کرد؟

آن شیر میدان‌های نبرد ، آن زاهد شبهای تاریک ، مظلوم و تنهایی که پس از همسر دیگر انیسی غیراز چاه نداشت ...

یا امیر المومنین (ع) یا حیدر ...

دراین دنیا به همه بزرگی آن که در برابر دیده‌های تو بسیار حقیر بود من مانده‌ام و راه را گم

کرده‌ام و ترس سراسر وجودم را فرا گرفته و امیدی به غیر از یاری  شما ندارم  ...

یا امیر المومنین دنیایی که در پیش چشمان شما حقیر تر و زبون تر از آب بینی چهارپایان

بود مرا به خود مشغول ساخته و ازخدای خویش جدا نموده

ای مولود کعبه

تویی که کعبه سینه خود را برای تو گشود تا با آرامش پای در این دنیای خاکی بگذاری

تویی که طواف به دور کعبه پس از به دنیا آمدنت حال و هوایی دیگر یافت

تویی که اسوه صبری و تقوی و عدل و مردانگی و ...

چه بگویم در وصف تو ...

 

 

 

ما درس وفا زحیدر آموخته ام در مکتب اودلق یار سوخته ایم

ما را نبود هیچ نظر بر دگری

تا دیده به لطف مرتضی دوخته ایم

گفتم به دل امشب ز چه اين شور و نواست از بهر چه مهتاب چنين غاليه ساست

بر بام فلک زهر چرا نغمه سراست

         گفتا شب ميلاد علي شير خداست   

اي روي تو آئينه ذات احدي اي در تو عجين شده صفات صمدي

بار غم ايام مرا پشت شکست

اي حيدر صف شکن خدا را مددي


 

نوشته شده توسط عاطفه ... در پنجشنبه 1386/04/28 ساعت 10:49 بعد از ظهر


گلدون اطلسي ...

 

سلام ببخشيد يه مدتي نبودم آنيتا جون ...

نمي دونم چي بگم يادته گفتي از بدو بدو كردنا خسته شدي منم بهت گفتم من و تو حالا

حالاها بايد بدوييم ، ولي پشيمون شدم ،

كاش بدو بدو كردن منم همين جا تموم بشه به همينم راضيم ... ديگه بيشترازاين

 نمي خوام ...

    آپ اينبارم يكي از بهترين آهنگ هاي مهستي عزيزم كه خيلي دوسش دارم وتقديمش

مي كنم به بهترينم  

 

 

    

 

 

شايد اگر دائم بودي كنارم يه روز مي ديدم كه

دوست ندارم

مي خوام برم كه تا ابد بمونم سخته براي هر دومون

 مي دونم

فكر نكني دوري اينجا نيستي قلب من اونجاست

         تو تنها نيستي     

خودم مي رم عكسام ولي تو قابه مي شنوه حرف ولي بي جوابه

رفتن من شايد يه امتحانه واسه شناخت تو تو اين زمونه

غصه نخور زندگي رنگارنگ يه وقتايي دور شدنم قشنگه

مراقب گلدون اطلسي باش يه وقتايي منتظر كسي باش

كسي كه چشماش يه كمي روشن   

          شايد يه قدري هم شبيه منه ...    

 

 

 

 

پاي ثانيه ها رو شكستم تا از وقتي تو رفتي ديگر حركت نكنند

اما آنها روي دستهايشان راه رفتند

زدم دستهايشان را شكستم اما آنها سينه خيز راه افتادند

كار را تمام كردم و تمام ثانيه ها رو كشتم ...

اما لحظه هاي نو متولد شدند .

حالا مي فهمم كه جلوي گذر زمان را نمي توان گرفت .

مي خواهم بگويم يا لااقل خودت برگرد يا از من انتظار نداشته باش

با وجود گذشت زمان تو را از ياد نبرم ...

زمان مي گذرد ... مي گذرد ...


 

نوشته شده توسط عاطفه ... در شنبه 1386/04/23 ساعت 7:37 بعد از ظهر